مرتضى مطهري
46
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
چگونه طوف كنم در فضاى عالم قدس كه در سراچه تركيب تخته بند تنم رويش به چشم پاك توان ديد چون هلال هر ديده جاى جلوه آن ماه پاره نيست ديدن روى تو را ديده جان بين بايد وين كجا مرتبه چشم جهان بين من است قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد كه معامل به همه عيب نهان بينا بود حافظ ، منازل سلوك - طلب و اشتياق 1 . برخى اشعار دلالت دارد بر مراحلى كه هنوز به مقصود نرسيده است ، از آن جمله : گداخت جان كه شود كار دل تمام و نشد بسوختيم در اين آرزوى خام و نشد دريغ و درد كه در جستجوى گنج حضور بسى شدم به گدايى سوى كرام و نشد بسى بگفت شبى مير مجلس تو شوم شدم به رغبت خويشش كمين غلام و نشد رواست در بر اگر مىتپد كبوتر دل چه ديده در ره خود پيچ و تاب دام و نشد